تبلیغات
http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1387/2/29/9280_946.jpg داستان های شاهنامه - وصیت نامه ی داریوش بزرگ
 
درباره تارنما


درود
از اینكه به وبلاگم سر زدین،سپاس گزارم.داستان های شاهنامه رو بخونید و پند بگیرید.نظر یادتون نره.

مدیر تارنما : فائزه
نویسنده
نظرسنجی
به نظر شما این تارنما در چه سطحی می باشد؟






جستجو

آمار تارنما
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل داستان ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگنویسان
Online User این صفحه را به اشتراک بگذارید

منبع کد اهنگ بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران
داستان های شاهنامه
بخوانید داستان های زیبای شاهنامه را...




اینك من از دنیا میروم بیست وپنج كشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این كشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن كشور ها دارای احترام هستند . و مردم كشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این كشور ها بكوشد . وراه نگهداری این كشور ها آن است كه در امور داخلی آنها مداخله نكند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اكنون كه من از این دنیا می روم تو دوازده كرور در یك زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یكی از اركان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلكه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینكه از آن بكاهی . من نمی گویم كه در مواقع ضروری از آن برداشت نكن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم كن ده سال است كه من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را كه از سنگ ساخته می شود وبه شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینكه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینكه همواره آذوقه دو و یا سه سال كشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینكه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین كسری خواروبار از آن استفاده كن و غله جدید را بعد از اینكه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملكت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشكسالی شود . هرگز دوستان وندیمان خود را به كار های مملكتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو كافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به كار های مملكتی بگماری و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی كانالی كه من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام كردن این كانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن كانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور كشتی ها از آن كانال نباید آنقدر سنگین باشد كه ناخدایان كشتی ها ترجیح بدهند كه از آن عبور نكنند .اكنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینكه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار كند ، ولی فرصت نكردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این كار را به انجام برسانی . با یك ارتش قدرتمند به یونان حمله كن و به یونانیان بفهمان كه پادشاه ایران قادر است مرتكبین فجایع را تنبیه كند توصیه دیگر من به تو این است كه هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نكن ، و برای اینكه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع كردم كه تماس عمال دیوان با مردم را خیلی كم كرده است و اگر این قانون را حفظ كنی عمال حكومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . اافسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نكن . اگر با آنها بد رفتاری كنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند كرد ولو به قیمت كشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود كه دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینكه وسیله شكست خوردن تو را فراهم كنند . امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینكه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت كنی . همواره حامی كیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نكن كه از كیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش كه هركس باید آزاد باشد و از هر كیش كه میل دارد پیروی نماید بعد از اینكه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه كفنی را كه من خود فراهم كرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هرزمانی كه میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، كه من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج كشور سلطنت میكردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است كه بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج كشور باشد خواه یك خاركن و هیچ كس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان كه فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد كرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیك دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینكه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از كسی ادعایی داری موافقت كن یك قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا كسی كه مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد كرد. هرگز از آباد كردن دست برندار . زیرا كه اگر از آباد كردن دست برداری كشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است كه وقتی كشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد كردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بكار بیفتد كه كسی نسبت به تو خطایی كرده باشد و اگر به دیگری خطایی كرده باشد و تو خطا را عفو كنی ظلم كرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور كسانی كه غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، كردم . تا اینكه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را كرده ام و اینك بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میكنم مرگم نزدیك شده است .